کارهای آرشیدا
امروز یکشنبه آرشیدابعد ازاینکه از مهد برگشت وناهارش را خورد یواشکی موهای جلوی سرش را با قیچی کوتاه کرده وتو دستش گذاشته و برا من آورد داشتم سکته می کردم گفتم چرا همچین می کنی گفت آخه می خواستم موهام تو چشمم نیادو من دیگه حرفم نیومد آخه اونقدر قشنگ تحلیل می کنه که دیگه آدم حرفش نمیاد ...
نویسنده :
مامان مارال
15:03


